در جستجوی زن اثیری – بنیامین انصاری نسب

نگاهی به جایگاه زن در ترانه های ابراهیم منصفی

زن همواره در آثار بزرگان و هنرمندان به نوعی متبلور شده و می توان گفت در بیشتر موارد یکی از موضوعات عمده کار آنها را تشکیل می دهد. ترانه سرایی یکی از شاخه های فرهنگ عامه است و یکی از همه گیرترین کالاهای فرهنگ عامه به شمار می رود. که به بارزترین شکل ممکن در زندگی مردم حضور دارد. ترانه به منزله ی پدیده ای فرهنگی و فوق العاده هوس انگیز و انطباق پذیر (با ذهنیت و امیال فردی)، نشانه ای است از بسیاری تنش ها و تعارض هایی که امروزه مفاهیم هویت و یگانگی اجتماعی و جنسیت و نیز ملازمات ناخودآگاهانه ی این مفاهیم در الگوهای نیاز و خیال پروری را تحت سیطره ی خود دارند.

ترانه های رامی با اینکه نزدیک به سیزده سال از مرگ او می گذرد و با تمامی سادگی و برخی از اَشکال کاملاً پیش پا افتاده ی فرهنگ عامه، در بین مردم همچنان از ماندگاری و محبوبیت خاصی برخوردارند و دقیقاً به سبب غنای عاطفی ِ تاثیرشان بر ما تا به این حد رواج عمومی یافته اند. این غنای فرهنگی دائماً بر سرشت اجتماعی هویت و لذت های مان صحه می گذارد و تکانه ای به سمت واقعیت را ایجاد و در عین حال مهار می کند.

دو مسئله زن و رنج، بخش عمدۀ ترانه های منصفی را تشکیل می دهد. رنج، در ترانه های او جای تحقیق و تفحص دارد و امیدوارم روزی کسی این کار را انجام دهد که با بررسی ترانه به عنوان بخشی از فرهنگ عامه نشان دهد که می توان برای مهار رنج و تالم روانی تا حدی از آن بهره گرفت و لذا توانایی طاقت آوردن در برابر ناملایمات زندگی را علاوه بر گریز از آن ها در انسان پرورش می دهد.

این مقاله قصد دارد نقش زن را در ترانه های رامی بررسی کرده و ویژگی های زنانه آن ها را نشان دهد.

زن به عنوان کسی که نامش در ترانه های منصفی با عشق رمانتیک پیوند خورده ، غالباً مورد ستایش قرار می گیرد، اما توجه این نوع ترانه ها عمدتاً به عشق ناکام معطوف است، آن هم در حال و هوایی خصلتاً حزن زده. از دیدگاه روانکاوانه ، این احساس شورمندانه دو جنبه دارد. از سویی ، این احساس بخشی از گذار ِ نوجوان- و پژواک های بعدی این گذار- از خانواده به ناملایمات روابط بزرگسالان و تحمل عذاب ناشی از این ناملایمات است. لیکن از سوی دیگر، این احساس همچنین ماهیتی واپسروانه دارد: در پس ترانه های مربوط به عشق ناکام، ضایعۀ از دست رفتن عشق پر مهر و محبت والدین برای نوزاد و بچۀ کم سن و سال را می توان سراغ گرفت، عشقی که ما پشت سر نهاده ایم اما کماکان سودای آن را در سر می پرورانیم و فکر و خیالش به صورت نیرویی بسیار قوی در ذهن ما باقی مانده است.

برای فهمیدن جذابیت بسیار ریشه دار این ترانه ها و به خصوص ترانه های دهه ی اول باید به یاد آوریم که عشق اول هرگز نمی میرد و به سخن دیگر ما انسان ها در همه ی مراحل بعد از کودکی پیوسته می کوشیم تا هم عشق اوان طفولیت را باز آفرینیم و هم این که از ضربه های عاطفی ناشی از ناکامی آن عشق بهبود یابیم.

زنان این ترانه ها اغلب دست نیافتنی، پنهان و دور هستند. زنانی زمینی که به دلیل دست نیافتن شاعر به آن ها، آنان را هویت معنوی و آسمانی می بخشد. و البته این فاصله تنها برای شاعر وجود دارد و زن برای دیگران دست یافتنی است. همین دلیل باعث حسادت شاعر و منع زن از تماس با دیگران در ترانه هایش می کند دیگرانی که آنها را به نوعی رقیب خود می داند. و به دلیل ارتباط معشوقه با آنان حسادت می کند.

شاعر عشق زن اثیری خود را آنقدر مقدس می داند که آن را با عشق پاک دوران کودکی پیوند زده و همچنان در تخیلاتش دنبال می کند.

در ترانه های منصفی نگاه به زن هم زمینی و کاملاً جنسیتی است و هم نگاه مقدس و آسمانی، این تضاد بین عشق زمینی و آسمانی و به عبارتی بین جسم و روح (جان) زن (که همان عشق پاک بدون نیاز جنسی است) و عدم توانایی ایجاد تعادل بین این دو، شاعر را دچار سرگشتگی می کند که تا پایان عمر ترانه هایش در آنها دیده می شود. نمونه ی واضح یک عشق زمینی و جنسی را در ترانه ی چدر سوز و ترانه ی م و ت به خوبی می توان دید.

در اکثر ترانه ها یک سوال مطرح می شود و آن دلیل رفتن زن یا معشوقه است! دلیلی که خود شاعر آن را سر به دنبال دل نهادن می نامد. بنابراین شاعر دل سپردگی او را تا زمانی خوب و قابل ستایش می داند که زن در اختیار اوست و این دل سپردگی را زمانی محکوم می کند که او را ترک می کند.

در دهه ی اول ترانه ها بعد از تمامی بلایا و مصیبت هایی که بر سر شاعر عاشق پیشه آمده و در وصف معشوقه یا زن اثیری از دست رفته ناله ها کرده و از کسی مرحمی برای التیام زخمش دریافت نکرده است، خسته شده و به درون خود پناه می برد و خدا را تنها یاری گر خود می داند. او که تمامی این مصیبت ها را از جانب معشوقه اش می داند به یک باره تصمیم به بیزاری و دوری از او گرفته و او را با تمام شیرین بودنش نمی خواهد (دگم ناوا) و سرانجام می پذیرد هر چند با او رابطه صمیمی و گرمی داشته و تمامی وجود خود را وقف او کرده، باز هم تنهاست (دگم تنهام). در اوایل دهه ی دوم ترانه ها می بینیم که او از این تنهایی و حصاری که برای خود درست کرده خسته شده و سودای عشق را دوباره در دل زنده می کند (دست خالی/ گل وصل).

بی وفا بودن زنان یکی دیگر از مشخصه های ترانه های این دهه است. زنانی که او آنان را به بی وفایی متهم کرده او را با تمامی عشقی که به آن ها می ورزید تنها گذاشته اند.

او تمامی این عذاب ها و رنج های معشوق را درد لطیفی می داند که برای هیچ کس (حتی کافر) آرزو نمی کند. و این شاید به دلیل این باشد که می خواهد اکنون که نمی تواند زن را داشته باشد لااقل برای خود درد عشق را حفظ کند، چیزی که فقط برای اوست و نه هیچ کس دیگر (مرد چی چکا). در دهه ی دوم ترانه ی لالایی تنها ترانه ای است که در وصف زنی که نقش مادر را ایفا می کند سروده شده، مادری که شب تا صبح را در بالای گهواره بچه اش در سرمای زمستان بیدار مانده و زحمت کشیده تا بچه اش را بزرگ کند. و این ترانه برای قدردانی از زحمات اوست.

در دهه ی سوم نقش زن به عنوان مادر دوباره در ترانه ی (مم ما) ظاهر می شود و از زحمات و مهربانی و همراهی کردن مادرش در رنج و شادی یاد می کند. در اواخر دهه ی سوم و کلنجار رفتن با مفاهیم گوناگون عشق و پختگی ناشی از سالیان دراز رنج و درد عشق کشیدن مفهوم مادی (دارایی و پول) را برای رد عشق خود می پذیرد (اسیر تو).

او که تا به حال معشوقه های خود را بصورت پنهانی در ترانه هایش آورده بود، در ترانه ی مرد جنوبی آن ها را به نام صدا می زند (سارای سبزه، کبرای هندی و آمیس ساده). حساسیت یا علاقه ی او به یکی از نام ها در اینجا مشخص است. زیرا آن را به راحتی در اختیار خواننده یا شنونده ترانه هایش قرار نمی دهد و آن نام یعنی آمیس برعکس شده نام سیماست. سیمایی که گویا تاثیر بیشتری در زندگی عشقی او داشته است!

در ادامه ، جدولهای ارائه شده، ویژِگی و نام ترانه ها را به تفکیک سال های سرایش آن ها با تقسیم به چهار دهه نشان می دهد:

.

دهه اول 50-40 ویژگی نام ترانه
زن اثیری گل داودی

یاد من

برکه خشک

عشق از دست رفته زک و زندگی

یارنتا

بدو بدو

عشق پاک کودکانه گریخم نهندن

یار چغلو

.

.

.

.

.

.

.

.

.

دهه دوم

60-50

ویژگی نام ترانه
زن اثیری گل سرخ

یاد دیرین

بی وفایی بلبل

سال تنهایی

بختک خو

عشق از دست رفته کفتر

قصر خیال

دلم تنگن

دیرابوت

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

دهه

سوم

70-60

ویژگی

نام ترانه

زن اثیری گل سفید مریم

عمر بر بادرفته

شعر ناسروده

قصه ناخونده

دت گوده ای

غوغای سکوت

وصل

شُوُن بارون

عشق از دست رفته شروند غریبن

تنهایی

یار عزیز

خاطره

شبنه

قفس تنگ غم

اسیر

گل بوته

م و ت

افسوس مبتلا

غمگنانه

بوی گل

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

دهه چهارم

76-70

ویژگی

نام ترانه

زن اثیری غزل سلیمن

خاهش

دنیای م ِ

شو آهنگ

عشق از دست رفته در بند تو

گله

ترک دیار

حسرت بسن دگه

غرور کاغذی

دل دیونه

.

طبق جداول ارائه شده میان عشق کودکانه در دهه ی اول، بی وفایی در دهه ی دوم، افسوس و حسرت در دهه ی سوم و چهارم تفاوت هایی هست که در این چهار دهه ترانه سرایی منصفی دیده می شود. اما وجه اشتراک آنها در زن اثیری و عشق های از دست رفته است که در تمامی این چهاردهه نقش عمده ای را در ترانه سرایی به عهده داشته اند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که منصفی نه تنها عشق واقعی را که در زن اثیری جستجو می کرد بدست نیاورد، بلکه عشق زمینی را نیز از دست داد.

عشقی که در ترانه های دهه ی چهارم وصف می شود غالباً شکست خورده است و گر چه در بیشتر موارد ماتم گرفتن عاشق احساس خشم او را هم متبلور می کند، اما احساس عاطفی غالب در این نوع ترانه ها حسرت است.

او طی سالیان متمادی فعالیتش بسیاری ترانه های به یاد ماندنی عرضه داشته که در آن ها خویشتن نگری جزو اصلی بوده است.

او در بسیاری از ترانه هایش توانایی مواجهه کما بیش مستقیم با احساس ضایعه و فلاکت را از خود نشان می دهد و شاید بتوان گفت که در موسیقی بیشتر از زندگی واقعی موفق شده است در برابر این احساس تاب بیاورد. ظرفیت تامل در چند و چون احساس ضایعه است که رامی را از همه ی ترانه سرایان و شعرای هرمزگانی متمایز می کند.

______________________________________________________

منابع:

1- ترانه های رامی، ابراهیم منصفی/ چاپ اول 1384/ تیراژ 2200 نسخه/ نشر ماه ریز، تهران

2- روانکاوی فرهنگ عامه: نظم و ترتیب نشاط/ بری ریچاردز/حسین پاینده/چاپ اول 1388/ نشر ثالث

.

بنیامین انصاری نسب

به اشتراک بگذارید:

5 یادداشت برای “در جستجوی زن اثیری – بنیامین انصاری نسب

  1. ترانه هاي رامي دقيقا زندگي او بودند در قالب شعر-شروند-دكلمه-موسيقي و انواع ترانه. ترانه هاي او هميشه ماندگار باقي ميماند و هركس به فراخور حال روحي و عاطفي خود از آن خوشه اي برميچيند. البته ناگفته نماند با گذشت زمان تاثير احوالات جامعه گاها گرد نسيان بر اثار رامي يا افرادي امثال رامي مينشيند اماهمين ترويج اثر و افكار اينگونه شعرا سد راهي خواهد بود بر اين فراموشي. روحش شاد يادش گرامي

  2. ابراهیم سادگی وبی آلایش بودن اثر هنری را رعایت میکرد البته به صورت ناخودآگاه و این رمز ماندگاری آثار اوست موسیقی خاص او با ملودی ساده وآکوردهای مشکل همیشه تازه به نظر میرسدوما را به یاد سبک فلامینکو می اندازد و صدای ابراهیم به ما میگوید ای انسانها هیچ چیز ماندگار نیست مثل صدای من که جذاب ولی نوسان زیهدی داره خوانندهها میدونن صداهایی با این جنس مثل راه رفتن روی لبه تیغ به هر حال ازمطالعه این هنرمند لذت میبرم روحش شاد.

  3. به نظر من موضوع انتخاب شده ی این تحقیق بسیار مهم و در خور توجه است ازلحاظ تاثیر بر زندگی رامی .اما به نظر من نویسنده کمی سطحی بر خورد کرده وبه عمق موضوعات دست نیافته اینکه مثلا ابرام در هرحالی عشق خویش را به گونه در ترانه اش تصویر کرده درست .اما جایگاه حقیقی عشق رامی این است که او انسانی با استعداد ذاتی فراوان وآگاهی از جایگاه خویش درپی عشقی است هماره که جوابگوی روح تشنه از آگاهی وذهن هنرمند وسرکش اوست.و اگر رامی نامی از کسی برده این جایگاهی است که رامی به آن فرد بخشیده و شاید نزدیک ترین فردی به آنکه ابرام آن را می توانسته بیا فریند باشد.و در هنگامی که اجتماع استعداد ها و توانایی ها ی انسانی مانند ابرام را نمی توان بشکوفاند که هیچ از شکوفایی نیز اورا منع می کند. آنگاه هنرمند دست به خود ویرانی می زند.وهنگامیکه که او در هیچ جا جایگاهی نمی یابد و می بیند که تمامی عشق او وتمامی زندگی اش بر علیه استعداد ها وخواسته های او بوده .اینجاست که هنر رسالت خود را می یابد و می آفریند آنچه را که باید باشد حتی اگر برای خود او نباشد او درد مشترک خویش را آواز می کند. وچون همه ما روان مشترک انسانی داریم ودر هر انسانی عشق مفهومی ارزشمند است و در هر حالی درپی آنیم . با عشق رامی هم ذات پنداری می کنیم .که البته گاه مفاهیم اجتماعی عشق نیز مورد نظر رامی است. باتشکر

  4. مدتها بود کار خوبی نخونده بودم لذت بردم .از مدیران سایت هم تشکر میکنم .واقعا سایت حالبی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

وب‌سایت ابراهیم منصفی (رامی)