ایمان

کاری نکردیم در این جهان و رفتیم
خیری ندیدیم از این زمان و رفتیم
طرفی نبستیم ، سودی نبـُردیم از بودن خود
بستیم لب را از هر زبان و رفتیم
روزی چه سخت است ، روزان چه تاریک
ما زندگی را جبرا گرفتیم آسان و رفتیم
بیکار و تنها ، در این روزگار و انفسا
چیزی نگفتیم ، بستیم پیمان و رفتیم
با خویشتن بستیم پیمان ها در پاک بودن
با جانان آمدیم و بی یک جان رفتیم
ما گله گله از تپه ای به دشتی سرگشته
بی گله بان آمدیم ، با گله بان رفتیم
بر فرقمان کوبیدند مشت حقارت را
عبورها دشوار بود ، ما امّا آسان رفتیم
بعضی ها گفتند : ( اینان پاک معتادند )
هر کس که بودیم ، سرخم نکردیم ، با ایمان رفتیم
در داری و نداری
در اختناق تاریخ ،
در وحشت زمانه ،
در مرگ تلخ و تدریجی ،
در اضطراب دیروز
امروز
و فردا
از ما گذشت یاران
تا بر شما چه پیش آید؟

23/11/73

به اشتراک بگذارید:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

وب‌سایت ابراهیم منصفی (رامی)