این وحشت عاشقانه – علی امینی

ابراهیم منصفی در عرصه شعر و ادب در نوع خود و فضایی که در آن قرار داشت توانسته بود جایگاه خاصی را بخود اختصاص دهد همچنین در عرصه نمایش و تهیه متن آن نیز توانایی خاصی از خود به اجرا گذاشته بود و در دورانی که به کار نمایش می پرداخت از برجسته ترین چهره های نمایشی بود.

اما یکی از ویژه گیهای بارزش ترانه سرایی و آواز خوانی و چون صدایی دل نشین و گوش نواز را از پدر که از شروه خوانان بنام بود به ارث برده بود ، بی آنکه آموزش خاصی در زمینه ی سلفژ یاسرایش دیده باشد بخوبی از عهده خواندن ترانه های خود آن هم به بهترین وجه آن بر می آمد و نوارهای موجود خود گواه این مدعاست .  از این جهت که سلفژ پــــایه ای اســـت برای تربیت گوش و پرورش حس ریتم و خواندن هـــــرقطعه موسیقی یا متن آوازی و بدون فراگیری سلفژ هیچ کس نمی تواند مدعی باشد که توانایی به کارگیری از جنبه های مختلف موسیقی را دارد.اما می بینیم که بی هیچ اغراقی منصفی بسته به حالات روحی و عاطفی ترانه ی نوشته شده آهنگ و ریتم لازم را به کار می گرفت و در اجرای آن توانایی لازم را داشت .رامی پس از اینکه دوران اولیه ترانه سرایی خود را پشت سر گذاشت ( منظور سروده هایی است که در کتاب کوچکی به قطع جیبی به چاپ رسید ) وارد مرحله تازه ای از کار خود شد و حدودا” از سال های 46 به بعد یعنی زمانی که تحصیلات متوسطه را به پایان رساند هر چه بیشتر با رمز و راز شعر و ترانه سرایی آشنا شد و توانست زندگی معنوی و حیات روحی خود را با ترانه هایش به مردم به شناساند و علت اینکه از میان مقوله های ادبی و هنری ، بیشتر به ترانه سرایی می پرداخت این بود که باور داشت ترانه ها بیانگر احساسات و عواطف و موضوعاتی هستند که در قلب و روح مردم میگذرند و همچنین او در یکی از ترانه هایش بعنوان ما حصل کار خود گفته بود :

چه بَد و چه خوب اُمکِ                  رفتم و غروب اُمکِ

هر چه گفتِنی مَستَ                     شروند جنوب اُمکِ

آری رامی کوله باری از ترانه ها و شروند های ماندگار و اصیل خود را برای نسل خود و بعد از خود به ارمغان گذاشت ما بدان وسیله هویت ناشناخته ی خویش را باز شناسند ترانه هایی که شاعر آنها را از سرزمین دشوار بهروز زیستن به ارمغان آورده بود ، هر چند متاسفانه نه نسل خود ونه نسل بعد از خودش آن چنان که باید به عمق روح سرود ه های وی پی نبـــردند و گــاهی فقط برای رنج و دلتنگی خودشان زمزمه می کردند بی آنکه بداننداین زبان گزنده همراه با طنزی قوی ریشه در جانی دارد که بخوبی دریافته است که چه کنش بزرگی است زندگی . آری  …..

او خود در جواب این سوال که از چه زمانی به کار شعر و ترانه پرداخته می گوید :

وجود پدر بزرگم که با ما زندگی می کرد و اهل کتاب بود و شعر نیز می سرود زمینه ساز رشد رگه های شعری و عشق به مطالعه  در من شد و از نوجوانی بود که وقت خود را صرف پرداختن به مقوله های هنری کردم در همان زمان در یکی دو نمایشنامه محلی کار کردم ، گیتار می زدم و شعر می سرودم و در دوران دبیرستان اولین کار شعری ام را بنام ( مروارید ساحل ) با همت آقای کرمستجی به چاپ رساندم .

رامی در جایی دیگر می گوید : یکی دیگر از رویدادهایی که در من تاثیر بسزایی داشت زندگی کردن در معبد هندوها ( که در شهر بندرعباس قرار دارد ) بود. که باعث آن نیز دوستی پدر بزرگم با خادم معبد بود و بدینوسیله ما به آنجا رفتیم ، محل بسیار زیبا و بزرگی با ستون های چوبی منقش به نقاشی های هندی که روی دیوار های آن خطوط سانسکریت با شکل های زیبا قرار داشت . قرار گرفتن در این محیط باعث شد پیوند عجیبی بین من و نغمه های هندی و ترانه های ملی سرزمین های دیگر بوجود آید.

رامی پس از طی کردن دوران اولیه زندگی اش وارد مرحله تازه ای از زندگی خود شد و به مقوله های هنری با دید وسیعتری می پرداخت . و این پیگیری باعث شد بتواند در زمینه نمایش با یاری سید حسن بنی هاشمی سینما گر اندیشمند سینمای آزاد کشورمان در این خطه ، کارهای با ارزشی را در سطح استان و کشور به نمایش بگذارند و همیچنین در زمینه شعر نیز با همراهی حسن کرمی شاعر و داستان نویس خوب هرمزگان توانستند حضوری چشمگیر در شب های شعر خوشه داشته باشند .

از جمله کارهای رامی در این دوران چند نمایشنامه طنز بسیار زیباست با گویش محلی ، که بعضی از آنها با تاثیر از کتاب وغ وغ ساهاب اثر بزرگمرد ادبیات مدرن ایران  (صادق هدایت ) نوشته شده است .

رامی کار شعر را تا سالهای 50 بصورت پی گیر ، دنبال می کرد و از آن به بعد بیشتر نیروی خود را صرف ترانه سرایی کرد و در این زمینه حرکتی تازه در شکل و قالب ترانه سرایی جنوب بوجود آورد .

که از آن جمله بومی کردن گیتار در این خطه و ترانه سرایی و شروه خوانی در قالب موسیقی و ریتم فلامینکو ( موسیقی اسپانیا ) است . و بخوبی از عهده خواندن ترانه ها و شروه های خودش با تحریر خاصی که در موسیقی فلامینکو وجود دارد بر می آمد .

همچنین رامی تاثیر زیادی از گروه های عامیانه موسیقی آمریکای لاتین برده است . گروه هایی همچون : « Inti Illimani » و « لوئیس آلبرتو » که بعنوان مثال آهنگ ترانه ی ” لبخند”  از گروه Inti Illimani  می باشد و می بینیم چه استادانه بر اساس آهنگی از پیش تعیین شده و غیر بومی ترانه ایی می نویسد که شنونده احساس هیچ گونه ناهماهنگی در این اثر نمی کند . همچنین آهنگ ِ ترانه ی « گل داودی سفید » از گروه لوئیس آلبرتو می باشد و زیبایی کار در اینجاست که خود این آهنگ در کاست لوئیس آلبرتو با ترانه ای اجرا می شود که خواننده هنگام صدای بالا و صدای زیر از تحریر خاصی برای ربط میزانها به هم استفاده می کند و می بینیم که رامی در اجرا و خواندن ترانه ی گل داودی سفید تمام این نکات و تحریرها را در جای خودش به کار می گیرد.

آنهم با اختلاف زیادی که میان زبان و گویش ما و زبان و فرهنگ آمریکای لاتین وجود دارد. عزیزانی که در زمینه ترانه سرایی کار کرده اند می دانند چه کار دشواری ست که روی آهنگی از پیش تعیین شده بخواهیم ترانه ای بنویسیم بدون اینکه کوچکترین خللی در اجرا و خواندن آن پیش بیاید. در صورتی که در ترانه سرایی رامی اینگونه نو آوریها زیاد به چشم می خورد که باز برای روشنتر شدن ذهن عزیزان ارجاعشان می دهم به ترانه ی بسیار زیبای «  سرگ هلهلوک » که آهنگ این ترانه نیز متعلق به سرودی است ملی از کشور شیلی.

آری رامی در دوران ترانه سرایی خود توانست زندگی معنوی و حیات روحی خود را با ترانه هایش به مردم بشناساند و جای خود را در موسیقی و ترانه سرایی جنوب برای همیشه تثبیت کند زیرا ترانه های رامی آمیزه ای از کلمات و موسیقی پرراز و رمز جنوب است که ظاهرا” کمترین شکل هنری در اجرای آنها به کار رفته ، اما بخوبی توانسته تاریکی های زندگی ما را به ما بشناساند . منصفی بی شک در نوع خود ترانه سرایی همانند ترانه سرایان برجسته ایست که خود به آنها عشق می ورزید . این را می توانید به خوبی با دقت نظر در کارهایش جستجو کنید آیا این ترانه ها بدون اینکه خواننده ی آنرا بخواند و نوازنده ای آن را بنوازد آیا بلوز نیست ، آیا عصیان فلامینکو نیست ،آیا تشخیص کلاسیک ، عصیان جز و روح روستایی فلامینکو در آنها نیست و   می توان آنرا موج نو یا همان باسانووای پرتغال نیست .

علی امینی

منبع زخم هزار ترانه

به اشتراک بگذارید:

2 یادداشت برای “این وحشت عاشقانه – علی امینی

  1. عشق مردان جنوب ماندگار است
    رامي يك جنوبي عاشق بود ومايه افتخار
    ما جنوبي هاست .
    روح شاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

وب‌سایت ابراهیم منصفی (رامی)