بیاد فرشید
محبوبانه تر از مادر، معشوقانه تر از یار
گلواره تـر از گـُـلـها، بیرحمانه تـر از خار
دیـرینه تر از هستـــی ، دلتنگ تر از لیلا
شیرین تـر از این مستی ، دلخواه تر از رویا
پارنده تر از خنجـر، ســر زنـده تر از نار
منصورتر از حلاج، رقصان ، چرخان بردار
جانمایه ی من در شعر! شرمنده ام از گیتار
حیرانم و سـرگشته، مجبورم و نه مختار
هذیان می گویم باشــد، بی فرهنگم در گفتار
نابخرد و نادانم ، هیـچ اندیشم و بد پنـــــدار
فرموده با من پیر، ای سـالـک نـا درویــش
کـس پیـر نمی گردد، بـا گیـس بلنـد و ریـش
آواز نمــی خوانـم ، بی کاغـذ و بی کلکم
سی سـال حمـاقـت بـس ، بی ارزش وبی فکرم
بندرعباس،
تیرماه 1372
هُوِیل: هوکردن، مسخره کردن