نامه‌ی ابراهیم منصفی به حسن کرمی 2 (کاکاسن سلام)

کاکاسن! سلام!

به تعبیر خودت (شاید؟)، با کم ارتباطی و کم مهری ما چطوری؟ حتما کلی دل ناخوش از سکوت همیشه ی من سوای هر از چند گاهی پنجه ای بر گیتاری (به نادانی و ناشایستگی) و سر دادن نواهای غمگنانه ابدی. و نالیدن از رنج بزرگ ناکامل بودن خویش و آرزوی رویایی و احتمالا محال رسیدن به کمال انسانی!! رسیدن به اولین و دومین و اول و آخرین عشق جوانی ها و جوانبازی ها – که مثل باد گذشت و مثل خواب هرگز تعبیر حقیقی نیافت. در رسیدن به سیمای گم شده ام. در وصول انسانی ترین لحظه ی اوج دوست داشتن. من از نطفه ی واقعیت عشق جان گرفتم و 13 ساله عاشق شدم و تقریبا 18 ساله آمیس را به دست آوردم و در 24 سالگی برای مدت ها (تا امروز) از کف دادمش و با آرزوی دیدار دوباره اش زنده ام که در گوشه ی نیمه روشن کافه ای در شهری مجهول و یا در یک پارک سبز در مکانی بعید باز هم پیدایش کنم؟ آن هنگام وقت میلاد من در سپهر جاودانگی خواهد بود. زمان خیال گونه ی سعادت ابدی رامی. هر انسانی را اندیشه و سودایی ست. و هر دل را دلبندی. هر عشقی را پشتباری از رنج به همراه است و این رنج است که سبب ساز همه ی هنرهای بشری می شود. بی رنج،  شادمانی، واژه ای پوچ و بی معناست. من و رنج های بسیارم مدام با یکدیگریم و یکی دو ترانه و آهنگ تازه و یکی دو سروده حاصل رنجی ست که می برم (که البته رنجی اندک مینماید اما بر دل خسته و نا خوش احوال من بار سنگینی ست). به هر حال از نوشته های خودت و باقر و اگر ممکن بود از شاعره ی شهرمان محبوبه عبدل هوشی (بچه ی بزرگ شاه حسینی) برایم به همراه مادرم و هر آشنای مطمئن مسافری بدین سوی بفرست(…). حرف های بسیار دیگر می ماند برای اولین دیدارمان – با سلام به خواهر، همسرت و ایران عزیز و پسرهای دلبندمان تو را به خود خویشت وا می گذارم. سنگ صبور و سالم باشی.

قربانت – رامی

15 دی ماه 1365

ایلود

با سپاس از خانواده ی محترم حسن کرمی

3 یادداشت برای “نامه‌ی ابراهیم منصفی به حسن کرمی 2 (کاکاسن سلام)

  1. به تازگی با نام ابراهیم منصفی آشنا شدم . افسوس که چنین مردی را از دست دادیم . البته که من ان زمان خردسال بودم اما این روزها با آثارش اوقاتم را میگذرانم . برایم تک تک عباراتی که در نامه اش به کار رفته پر مفهوم است و معلوم است کلی فکر پشت انها بوده . هر انسانی را اندیشه و سودایی است و این رنج است که سبب ساز همه هنرهای بشری می شود . زیباست واقعا زیباست . مشتاقم بیشتر درباره اش بخوانم و ببینم و بشنوم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

وب‌سایت ابراهیم منصفی (رامی)