خنجی بر سکوت

از شادمانی
تا اندوه
با من بودی .
از گره تلخ ابروان
تا گشایش لبخند
با تو بودم .
از هراس دردناک تنهائی
تا آرامش بی بدیل رابطه
از حضور شادمانه ی دوست
تا خلوت قدوسی ما
همه جا ،‌ همه گاه و همیشه
با هم و برای هم زیسته ایم .
انس ما ازلیست .
تو زخم های نیلی مرا مرهمی شدی
و من از خیل آنهمه دختران « حوا »
تو را برگزیدم .
هان ! چه باشکوه است سلطنت عشق ما
از ابتدای آفرینش تا پایان هستی !؟

بندرعباس
شهریور سال 1370

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

وب‌سایت ابراهیم منصفی (رامی)