ستایش

دیوانه ی هشیار من ، خوابیده ی بیدار من
زیباتر از هر چیز تو ، تنهاتر از هر یار من

مهتاب عالمتاب تو ، احلام ژرف خواب تو
تاریک من ، شبتاب تو ، پر بار تو ، بی بار من

در جلوه ی رخسار تو ، در خوبی و ایثار تو
شیرین تر از هرکار تو ، از دست خود بیزار من

جسم مرا جان می کنی ، دل را بسامان می کنی
این می کنی ، آن می کنی ، افسرده و بیکار من

در جمع خیل عاشقت ، خندان و شیرینکار تو
تنها نشسته گوشه یی ، با چشم حسرتبار من

جان هزاران باره ئی ، هم مشکل و هم چاره ای
گلزاده ی گلواره یی ، سر تا به پا چون خار من

این گونه مستوری مکن ، از پیش من دوری مکن
دلخسته ی تکرار تو ، دلبسته ی دیدار من

هر چه بخواهی می شوم ، هر چه بگوئی می کنم
صد سال تو ، یک روز من ، صد بار تو ، یک بار من

بندرعباس ،
17/7/1375

به اشتراک بگذارید:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

وب‌سایت ابراهیم منصفی (رامی)