شبانه (3)

اینک دوباره
وقت هوائی دیگر است
هوائی از آنگونه که زندگی را
در مشامت عطر آگین میکند
و اندوه را
معنائی همسان شادمانی
می بخشاید.
غم را
در لبخندی میشکوفاند
و زشتی را
به هیئت جمالی می آراید.
باری
من خواهان هوائی تازه ام.
در سپیده دمان دهی سبز
احساس میکنم من
حضور عشق را
در رایحه ی گیسوانی که می شناسم
و قلبی که بیدریغ مرا دوست می دارد.
آری جهان
با دهکده ای کوچک و سبز
اکنون تنها بهشت من است
و اینجا
بر خاکی زاینده و مهربان
من درختی خواهم شد:
ریشه در اعماق
با انبوه جوانه ها
شکوفه
و برگ.

سال 1358

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

وب‌سایت ابراهیم منصفی (رامی)