زخم هزار ترانه

.

شناخت‌نامه‌ی ابراهیم منصفی

گردآورنده: حسام‌الدین نقوی

انتشارات گلشن راز

تیراژ: 1200

چاپ اول: 1389

شابک: 9-19-7522-964-978

.

عکس‌ها :

موسا کمالی، حسام‌الدین نقوی، حسن بنی‌هاشمی، وحیدالدین محب، طیب نیکونام، سهراب نیکخواه، محمود انصاری

.

همکاران :

ناصر منتظری ، سیدعلی حسینی ، احمد کرمی‌زاده ، لاله کاربخش

.

مشاورین :

ابراهیم حقیقی ، منصور نعیمی ، مسعود فرح ، موسا بندری ، سعید آرمات

.

زخم هزار ترانه پاسخی است به نیاز نسل جوان، دانش جویان، پژوهشگران و مشتاقانی که در پی شناخت زندگی، آثار و کنش های هنری ابراهیم منصفی (رامی) هستند؛ کسی که حالا دیگر یک شاعر خنیاگر خسته ی گوشه نشین هرمزگانی نیست بلکه، فریاد اعتراض عاشقانه ای است که همه گان را فرا می خواند و این صدا اینک، از مرزهای جنوب در گذشته است.

این کتاب، گزینشی است از یادداشت های پراکنده و منتشر نشده ی رامی و از بسیاری نوشته هایی که پس از در گذشت او در مطبوعات، ویژه نامه ها و یادواره ها، در فاصله ی این سال ها، با زوایای دید متفاوت و گاه متضاد با سه گرایش فکری مدرن و پس و پیش آن پدید آمده است؛ از این رو، زبان متن، اندکی ناهمگون و از نظمی پریشان برخوردار است ولی تلاش گردیده تا چینش و ارتباط منطقی پاره های کتاب با شیوه ای روشمندانه به گونه ای باشد تا هر خواننده ی دیده وری بتواند با خوانش خود، به درون شخصیت او (رامی) رخنه کرده، بستر و زمینه های اجتماعی خلاقیت هنری او را باز یافته، به مراحل و جنبه های زندگی شاعرانه او رسیده و از درون آن ها چهره ی واقعی وی را کشف نماید.

مجموعه ی سروده های این شاعر شامل کتاب های منتشر شده و شعرهای منتشر نشده ی دیگر، با تجدید نظر و اصلاحات و با روشی سیستمانه در کتاب «زیباتر از انتخاب شعورم» گرد آمده که امید است به زودی منتشر شود.

حسام الدین نقوی

9 یادداشت برای “زخم هزار ترانه

  1. سلام ، معمولا هر کتابی که چاپ بشه اسم و نشانی دقیق اون کتاب به همراه اسم انتشارات و نام نویسنده در اینترنت قابل جستجوست . ولی این کتاب در هیچ سایتی نشانیی ندارد. من چه جوری می تونم این کتاب رو گیر بیارم

    1. سلام
      در حال حاضر کتاب های منصفی در بازار موجود نیستند. طبق گفته ی گردآورنده ی این کتاب، آقای حسام الدین نقوی، احتمال تجدید چاپ کتاب های مرتبط با منصفی وجود دارد. در صورت تجدید چاپ در وب سایت اطلاع رسانی خواهد شد.

  2. كتاب هاش خيلي كمياب بودن … اصلا گير نتات هر جا رفتم و هر جا گشتم خبري از اي نهه . نابو يه جا معرفي بكني كه اي كتاب و بفيه كتاب هاي قبلي گير بياروم ؟!! يا اينكه يه فايل از همين كتاب ها بنوسي رو سايت ؟

    باز هم ممنون

  3. کاموس عزیز
    به امید انکه پس از گذشت ماه ها حالا دیگر از سردرد لعنتی رها شده باشی و با حوصله و فراغت بیشتر کارها را مورد نقد و ارزیابی قرار دهی . انگیزه این یادداشت هم تذکر دوستانه ی تو و هم پرسش و ابهاماتی بود که برای دوستان دیگر در مورد درستی یا نادرستی واژه “سیستمانه” پیش آمده است .اما چیزی که بیش از همه باعث خرسندیم شد ، دغدغه تو در صیانت و پاسداری از زبان فارسی ، پس از سال ها دوری از وطن است.
    دوست عزیز زبان فراگیر ، پرتوان و باصلابت فارسی نیز مانند سایر زبان های نیرومند دیگر به سبب نقش ارتباطی و مهمی که در زندگی اجتماعی دارند ، از بسیاری از تحولات و دگرگونی های جمعیت های انسانی تاثیر پذیرفته و تغییر می یابد ؛ چنین تحولاتی بیشتر در واژگان زبان رخ می دهد تا در ساختار نحوی آن ؛ بسیاری از زبان ها از جمله زبان فارسی ابتدا ترکیبی از چندین زبان بوده اند ولی در نتیجه ی تحولات تاریخی خود به خود درونی ، مستقل ، نظام مند (سیستمانه ) شده و به صورت تحلیلی در آمده اند.
    تحولات در واژگان زبان ، پیدایش کلمات نوساخته یا وام واژه ها و متروک شدن و فرسایش کلمات دیگر ، در دوره ای خاص و به دنبال تحولات اجتماعی رخ می دهد ؛ زبان های نیرومند و زنده ی دنیا هیچ کدام صورت واحد و یک پارچه ای ندارند بلکه ترکیبی متغیر و سیال از گونه های زبانی هستند و تنوع و دگرگونی ، ویژگی ذاتی و اجتناب ناپذیر آن ها است .
    با ظهور عصر جدید و “مدرنیت” و اختراعات و پدیده های جدید مفاهیم جدید نیز پدید آمدند و برای نامیدن آنها ضرورت تولید واژگان جدید نیز به وجود آمد و به دنبال آن تحولات زیادی را در زبان های جهان ایجاد شد ؛ پس تحول زبانی به شکل طبیعی و به هنجار خود از واقعیات زندگی مدرن است.
    زبان نیز بر پایه ی سایر پدیده های هستی تغییر می یابد تا نیازهای ارتباطی کاربران خود را برآورده سازد .از این رو این پدیده نیز مانند سایر پدیده های فرهنگی برای پوست اندازی و پویایی و نوسازی خود هم به ثبات و هم به تحول که ویژگی ای پارادوکسیال است ، نیازمند است.
    نگرانی پاسداران زبان و دیگر اندشه مندان از تحول زبانی ، بدان سبب است که ممکن است تعادل این دو در جایی به هم بخورد و زبان از ایفای نقش ارتباطی ، به ویژه با ادبیات کلاسیک و تاریخ و اسطوره و آن چه مربوط به گذشته است ، بازماند؛ در حالی که این تغییرات در بیشتر مواقع اجتناب ناپذیر ، خود به خودی و غیر ارادی است و نمی توان در مقابل آن ایستاد و سنگر گرفت.
    در بسیاری از موارد شتاب ورود تکنولوژی و فراورده های دنیای جدید به حدی است که پاسداران زبان و متولیان فرهنگی ، فرصت معادل یابی و واژه سازی را از دست می دهند و از آن ها عقب می مانند به عنوان نمونه کامپیوتر و اینترنت یعنی رسانه جدید ارتباطی که با ورود مقتدرانه ی خود در سراسر جهان ، اصطلاحات و زبان مایه های خود را نیز وارد زبان میزبان کرد .
    اما دگرگونی در زبان فارسی پیش از ورود کامپیوتر و اینترنت از دوران مشروطیت آغاز شد و رفته رفته با توسعه ی فراورده های دنیای جدید و ورود تکنولوژی و توسعه علوم فنی و اجتماعی شتاب بیشتری گرفت.
    در این جا است که سیل اصطلاحات و واژگان و مفاهیم علوم جدید و مدرن وارد جامعه پیشامدرن می شود و در همین جا بود که یک جریان پارادوکسیال (ناسازواره) دیگر مواجه شدیم و آن برگردان زبان و ادبیاتی بود که در بستر اندیشه مدرن ، انسان باوری و با تکیه بر اندیشه های گیتیانه برآمده بود و با قوه فهم و ذهنیت انسان پیشامدرن گرفتار در چنبره سنت و یزدان سالاری ناساز بود و بدفهمی ها و آشوب های ذهنی و روانی و اجتماعی زیادی را با خود به دنبال آورد.
    با ورود جبری مدرنیسم ، انقلاب مشروطه و فرازهای بعدی آن ، تمامی ساخت و سازها و عوالم معنایی وابسته به آن نیز با اوج گیری نهضت جدید ترجمه به ناگزیر وارد زبان فارسی گردید و ناگزیرتر از آن مفاهیم اصطلاحات و مایه های زبانی آن و وام گیری از زبان های غالب میزبان بود.
    فراوانی و بسامد بالای کتاب های ترجمه شده ی علمی ، فنی ، ادبی و فلسفی و هم گون سازی و برگردان آن ها به زبان فارسی ، خود معضل دیگری شد و مشکلات پیش بینی نشده ی فراوانی ایجاد نمود که سامان دهی به آن ها سرانجام منجر به تاسیس فرهنگستان زبان گردید .
    در این جا نیز اختلافات سلیقه و تفاوت های بینشی سنتی و جدید ، گرایش های دیگری را مطرح کرد و اختلافاتی در تعیین زبان ملی ، زبان رسمی ، زبان معیار و رسم الخط آن ایجاد نمود و گفتگوهای داغی در زمینه ی سره گرایی زبان و پاک سازی آن از واژه های بیگانه و استفاده از تک واژهای عربی یا واژگان اروپایی و زبان های پیش آهنگ مدرنیت ، یعنی فرانسه ، انگلیسی و آلمانی در گرفت ولی رفته رفته واژه گانی که حامل بار مدرنیسم بودند بر واژگان پیشامدرن غلبه یافت و پاسداران زبان و مترجمان چیره دست و استادان دانشگاه و اعضا فرهنگستان زبان را به فکر واداشت.ولی این تلاش ها هرچند که مفید و تاثیر گذار بود ، به سرانجام قابل قبولی نرسید اما دل سوختگان ، پشتازان و حامیان زبان فارسی بیکار ننشستند و در فکر دگردیسی ، جراحی و مهندسی زبان فارسی فرو رفتند . تا آن را پا به پای زمانه به پیش برند و از این میان نظریه دگرگونی زبانی و زبان باز به جای زبان ایستا توسط تعدادی از آنها پیش کشیده شد.
    تمام تلاش این نظزیه پردازان بر این است که زبان فارسی در عین ثبات و پختگی باید انعطاف پذیری نیز داشته باشد تا بتواند خود را هم تراز و هم پای پیش رفت های پر شتاب علمی و صنعتی و برخوردهای فرهنگی و سایر عوامل فرا زبانی ، بالا کشیده و از این قافله عقب نماند.
    انعطاف پذیری زبان معیار، با توسعه سیستمانه ی واژگان و امکانات سبکی و نحوی زبان حاصل می گردد و زبان را قادر می سازد تا در مقابل تغییرات فرهنگی و سیاسی جهان معاصر، نقش ارتباطی خود را تداوم بخشد و دچار تحجر و واپس گرایی نشود ؛ به این معنا که همیشه آمادگی سریع داشته باشد تا با ورود مفاهیم جدید و پدیده های مادی و معنوی نوین بتواند واکنش مناسبی نشان داده و برای آنها برابر نهاد و واژه و اصطلاح جدید ارائه نماید ؛ خواه با ساختن واژه و یا با وام گیری از زبان بیگانه میزبان و با به خدمت در آوردن آنها با اضافه نمودن وندها و قوانین نحوی زبان فارسی.
    اما نکته ای که در این میان بسیار دارای اهمیت است ، هشیاری و آگاهی زبان شناس ا زروان جمعی زمانه است که ضامن موفقیت او خواهد شد زیرا ، باید از میان بسیاری چیزها مانند حس زیبایی شناسی ، ذوق و سلیقه ادبی ، ریخت و آهنگ و تر و تازگی و بار معنایی واژه ها و ا ز همه مهم تر میزان پذیرش کاربران زبان عبور نموده و آن را به کرسی بنشاند.
    تمام این مقدمه چینی ها و بحث های جامعه شناسی زبان ، برای رفع نگرانی تو و توضیح و توجیه ارتکاب خود در به کار گیری واژه ” سیستمانه ” بود.
    واژه سیستم ( البته نه سیستم بولاگت شما) نیز هم زمان با انقلاب مشروطه و ترجمه متون غربی وارد زبان فارسی شد و رفته رفته به عنوان یک وام واژه بار معنایی و جایگاه خود را تثبیت کرد و در زبان محاوره نیز به تنهایی و هم به صورت ترکیبی به کار گرفته شد مانند آخرین سیستم ، خوش سیستم ، سیستم آشپزخانه ، سیستم آب و برق و…. و شناسنامه فارسی گرفت.اما اصطلاح system به عنوان یکی از اصطلاحات کلیدی علوم اجتماعی برای نخستین بار توسط دکتر غلام حسین صدیقی – پدر جامعه شناسی ایران – معادل با ” نظام “(عربی) ترجمه و خیلی سریع وارد ادبیات علمی ما گردید ؛ از آن پس نیز توسط فرهیختگان دیگر به معنای ” سامان” ” سازگان” ” دستگاه ” به کار برده شد. و ترکیب systematic نیز به ” نظام دار ” ” نظام مند ” “نظام یافته ” ” با نظام ” ” دستگاه مند ” ” نظام پذیر ” برگردانده شد. اما ترکیب سیستمانه از بن system (فرانسوی ) و پسوند توصیفی ” آنه ” (فارسی ) ، برای نخستین با توسط داریوش آشوری – استاد ، نظریه پرداز ، مترجم ، فرهنگ نویس و از فعالین حوزه زبان فارسی – در کتاب یگانه او “عرفان و رندی در شعر حافظ” به کار برده شد. و من نیز آن را دیده ، پسندیده ، در گنجینه ی واژگانی خود جای داده و آگاهانه در آن یادداشت به کار برده ام ، هم چنان که در نوشتن این یادداشت و در جهت توسعه و گسترش این نگره ، از نقطه نظرها و گفتمان او در رساله ی زبان باز سود برده ام و هیچ گونه خطا و اشتباهی نیز در کاربرد این نمی بینم .

    با سپاس
    حسام الدین نقوی

  4. حسام عزیز
    اگر این سردرد مرگی اندکی امان دهد، کوشش خواهم کرد مقاله ها و نوشته های دوستان در مورد ابرام را مروری دقیق کنم و شاید چیزکی در آمد که قابل ارسال باشد
    در پایان خواستم پرسشی داشته باشم در مورد کلمه ای که استفاده کرده ای در آخرین سطر توضیح کتاب که فکر می کنم استفاده این شکلی از یک کلمه فرنگی اشتباه است زیادی پرگپی نکنم کلمه مورد نظر *سیستمانه* است من متوجه نشدم این چه شکل دستوری این کلمه است توضیحی بدهید سپاس می گویم
    *وب سایتی* ویژه ابرام آن هم در گامهای نخست دقت بیشتری می خواهد
    کانون هنر در سوئد سال 2001 یا 2002 سی دی زندگی و ترانه های رنج شامل تعدادی از ترانه های ابرام را با کیفیت بسیار خوبی باز چاپ و تکثیر نموده که در لیست آثار منتشر شده نیست
    این چند سطر فقط جهت یادآوری رقمی گردید ولاغیر
    شاباش های گرم مرا از استکهلم داشته باشید و شادی را برایتان ارزو می کنم
    با درود کاموس کیوانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

وب‌سایت ابراهیم منصفی (رامی)