چقدر بی انتها می نماید
خاطره ی عشقی که گلوگیر آسمان است
و بر مهتابی
آمیس دنیا
می خواند هنوز
کو تا کسی بسراید ترانه ایی
و بخواند با حفره ایی
که مرگ بر آفتابش مهمان است .
طنین گام خورشید
به لبان خسته و بی صدا
فریاد کدام کودک
در جفره اش بخواب رفته
و بخواب می خواند
کو تا کسی بسراید ترانه ایی
و بخواند با حنجره ایی
بر آفتابی مهمان مرگ.
امینی – علی