مهمان مرگ – علی امینی (شعر)

چقدر بی انتها می نماید

خاطره ی عشقی که گلوگیر آسمان است

و بر مهتابی

آمیس دنیا

می خواند هنوز

کو تا کسی بسراید ترانه ایی

و بخواند با حفره ایی

که مرگ بر آفتابش مهمان است .

طنین گام خورشید

به لبان خسته و بی صدا

فریاد کدام کودک

در جفره اش بخواب رفته

و بخواب می خواند

کو تا کسی بسراید ترانه ایی

و بخواند با حنجره ایی

بر آفتابی مهمان مرگ.

امینی – علی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

وب‌سایت ابراهیم منصفی (رامی)